صفحه اصلی تولیدات ویژه تولیدات متنی
تولید ویژه متنی


نباء نبی مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
(3 امتیاز)
چهارشنبه ، 20 بهمن 1389 ، 16:51

کشور سوريه در نيم کره شمالی و در غرب آسيا و ساحل شرقی دريای مديترانه واقع شده است. اين کشور با 185180 کيلومتر مربع مساحت، هشتاد و هفتمين کشور وسيع جهان است، که از شمال با ترکيه، از غرب با لبنان، از جنوب با اردن و رژيم اشغالگر قدس و از شرق با عراق مرز مشترک دارد، و اين کشور 92 کيلومتر مرز ساحلی در کناره ی شرقی دريای مديترانه دارد. نباء نبی




اين کشور از نظر جغرافيايی به چهار منطقه ی ساحلی، کوهستانی، دشت های داخلی و منطقه ی باديه ای (صحرا) تقسيم می شود، که دو سوم خاک اين کشور را بيابان ها فرا گرفته است. با اين حال می توان از لحاظ آب و هوايي سوريه را دارای آ ب و هوای مديترانه ای به شمار آورد.


جمعيت اين کشور براساس آمار سال 2006، 18881000 نفر رقم خورده است،55امين کشور از لحاظ ازدياد جمعيت است که اکثر جمعيت آن را قشر جوان تشکيل می دهد.

از لحاظ نژادي حدود نود درصد مردم سوريه عرب هستند که بيشتر در قسمت مرکز، غرب و جنوب کشور سکونت دارند و ده درصد ديگر بيشتر در نواحی شمالی زندگی ميکنند.

از جنبه ی مذهبی حدود نود درصد از مردم اين کشور مسلمان و ده درصد باقی مسيحی می باشند. اهل سنت هفتاد درصد از جمعيت مسلمين اين ناحيه را تشکيل می دهند. همچنين لازم به ذکر است که تعداد اقليت های مذهبی سوريه کم و بيش زياد است.

نفوذ اسلام و فرهنگ اسلامی در اين کشور بسيار قوی و بارز است. بطوری که می توان اسلام را ساز نده ی تاريخ و تمدن اين کشور در چهارده قرن اخير قلمداد کرد.

ورود اسلام به اين کشور موجب خلاقيت فرهنگی شده و بسياری از علما و دانشمندان بزرگ اسلامی از اين سرزمين برخاسته اند.

هم چنين آثار و يادگارهای تاريخی بسياری که حاوی فرهنگ غنی اسلامی اند در اين کشور ديده می شود.

درجنوب غربی سوريه استانی به نام (درعا) قرار دارد. که به لحاظ وسعت نهمين استان سوريه قلمداد می شود ونام اين استان به زبلن کنعانی به معنای (ذراع) می باشد.


Image


مرکز اين استان شهر درعا در ۱۰۰کيلومتری و دمشق قرار دارد. اين استان هم مرز با اردن است و به دليل نزدیکی به بيت المقدس که محل زندگی تعداد زيادی از انبياء الهی ربوده،جزء مناطق تاريخی سوريه به حساب می آيد که از جمله اين مناطق تاريخی آرامگاه حضرت يعقوب(ع) می باشد. ديگر شهرت اين استان به دليل دارا بودن آن از آب معدنی می باشد.

از مناطق مهم اين استان شهر بصری است. شهر بصری در جنوب غربی سوريه و در دشت حاصلخيز نقره قرار دارد که اين دشت متعلق به ايالت حوران می باشد. بصری در کناره ی جنوبی لجاء و در ۲۰ کيلومتری عزرا واقع شده است. همچنین اين شهر در ۱۳۲ کيلومتری دمشق و در ۳۰ کيلومتری مرز کنونی اردن قرار دارد و بر سر راهی واقع شده که درعه را در مغرب به سلخد در مشرق متصل می کند. بصری در نزديکی دو نهر موسمی وادی زيدی و وادی بطم که از ريزابه های رود يرموک هستند قرار دارد.

امروزه اين شهر اسکی شام (شام قديم، برای تمايز آن از شام بصری الحريری) ناميده می شود. نام اين شهر به معنای( ارگ) شاهد مسلم تاريخی دارد. همچنين این شهر با استحکامات بسيار قوی از آغاز ظاهرأ‌ متعلق به شاهان عرب بوده است، و برای نبطيان نقطه اتکايي در راه شمال بوده است. به طوری که داماسيوس درقرن ششم در نوشته های خود از آن به عنوان شهرکی نظامی که شاهان عرب برای آن حصارهای قدمی ساخته اند ياد می کند. درزمان کرنليوس بصری جزو قلمرو روميان شد چنان که از بررسی نقشه اين شهر بر مي آيد توسعه آن در دوره اتصال و الحاق به روم صورت گرفته است.


Image
Image



بصری به سبب راههای بازرگانی که آن را به فيلادلفيا و خليج فارس متصل می کرد و همچنين راههايی مهم اين شهر را از طريق فلسطين به مديترانه متصل مي ساخت شهر مهم تجاری محسوب می شده و به سبب دو جاده شمالی که به دمشق داشت حوزه ای مستحکم يافته بود.


Image


از لحاظ تاريخي و تمدن شهر نشينی به قرن ها قبل از ميلاد ميرسد و هم اکنون اثاری از آن دوره بر جای مانده است. بصری قبل و بعد از اسلام واسطه ی تجاری شبه جزيره و شا م بوده و کاروان هايي که از شبه جزيره برای تجارت به شام می آمدند ابتدا توقف کوتاهی در بصری داشته و بعد از انجام تجارت مقدماتی و استراحت لازم بسوی دمشق حرکت می کردند.


Image


از اين شهر تجاری خرابه هايي از بازار های وسيع آن بر جای مانده است. لازم به ذکر است که گفته شده بصری در آن زمان واحد پول خاصی داشته است. جاذبه ی باستان شناسی شهر فوق العاده است. آثار تاريخی و يا دگار های ارزشمند اين شهر را بصورت ويرانه و يا مخروبه در مناطق باستانی اش جلوه گر ساخته است. که اين آثار خود بيانگر تمدن درخشان در وادی قرون طولانی است.


قطعه و تتاتر بصری

Image



اين مکان يکی از آثار قديمی است که شامل مجموعه ای از قلعه،حمام،ورزشگاه و تتاتر است و اطراف آن خندق به نسبت بزرگی حفر شده است. اين مجموعه در مرکز شهر قرار گرفته که به وسيله ی پلی از سنگ که بر روی خندق قرار گرفته، با داخل مجموعه مرتبط می شود.


Image


گفته شده در قسمت مرکزی اين مجموعه عرصه ی رزم و نزاع بقا بوده است که در آن گلادياتورها در مقابل تماشاچيان بی رحمانه و بی عاطفه به جان يکديگر افتاده و شرظ آزادی خويش ، يعنی کشتن رقيب را با وحشيگری هر چه تمام تر تحقق می بخشيدند. که اين جزو سرگرمي های مردم آن زمان بوده است.


Image






دروازه ی اصلی و دیواره تاريخی شهر


Image



اين دروازه و ديوار در دوران رومی ها و قبل از اسلام ساخته شده است، که اکنون بعضی از قسمت های آن مخروب اند، و در قسمت غرب دروازه همچنان آثار آن پا برجاست. دروازه ی یاد شده که از آثار قرن دوم قبل از ميلاد است امروزه در حدود دويست متری داخل شهر واقع شده و اطراف آن ميدان کوچکی است.


کليسای بحيرای راهب

Image



 

مکانی است که گفته شده بحيرای راهب در اين دير به عبادت و تهجد روزگار می گذرانده است.

شهر بصری در نزد مسلمانان و همچنين مسلمانان اسلامی دارای نقش و موقیت ويژه ای است و آن هم به اين دليل که در روایات متعددی بيان شده،که در حدود سی سال قبل از بعثت رسول خدا (ص) ، اين شهر شاهد قدوم مبارک آن حضرت در سن ۹ يا ۱۰ سالگي بوده است. (در بعضي روايات سن آن حضرت ۱۲ سلل ذکر شده است)

بحيرا راهبی از اهل کتاب بوده، که بر اساس رواياتی که نام او را برخي بحيری يا بحيرا (ابن اسحاق، ص۷۳. ابن هشام ، جلد۱، ص۱۹۱. ذهبی، ص۱۶۰) ، سرجس (مسعودی ،جلد۱، ص۸۳) از قبيله عبد القيس (ابن هشام،همان جا.ابن کثير،جلد۱، ص۷۳) ضبط کرده اند. البته در آثاری همچون طبری (سلسله اول، ص۱۱۲۵) نامی از او ذکر نکرده اند.


گفته شده که این راهب مسيحی قائل به تثليث نبوده و به وحدانيت خداوند اعتقاد داشته است. به همین دليل وی را از کليسای بريه الشام و سپس از طور سينا طرد شده است و به همين دليل ديری در بصري اقامت گزيده است.(ابن هشام،جلد۱، ص۱۹۱) و در اين مکان با پيامبر (ص) ديدار کرده است. (بلعمی،جلد۱،ص۲۰: محل اين ديدار را دروازه نصيبين ذکر کرده است)

بحيرا پس از ديدن کاروان قريش و نظاره نشانه های غير طبيعی چون: تعظيم وصلای سنگ ها بر پيامبر، ابري که همواره بر سر پيامبر حرکت مي کرده و بر وی سايه می افکنده و هم چنين ديدن درختي که مجرد نشستن حضرت رسول خدا(ص) در پناه آن شاخه خود را به سوی او گشوده است (ابن هشام،جلد ۱، ص۱۹۲) حضرت را با توجه به نشانه های انجيل، در ميان کاروانيان می شناسد و نبوت ايشان را پيش گويی می کند.

اين ديدار به ويژه در آثار جدلي مسيحيت، از جمله (وقايع نامه،تئوفانس قسطنطنيه ای، نولدکه، ص۶۹۹) دست مايه دشمنانی بوده است که با شک در رسالت پيامبر،آموزه های اسلام را مجموعه ای از اخبار و روايات و عقايدی قلمداد کرده اند که وی در سفرنامه پياپی از اخبار يهود و راهبان مسيحي شنيده است( معروف حسنی ص۵۳ - ۵۵. رشيد رضا، ص۷۲ که به ويژه جز نفس ملاقات پيامبر و بحيرا ديگر نکات را اضافات بعدی و کاملا مشکوک دانسته است). اين مسئله و هم چنين منتهي شدن همه ی روايات به ابو موسي اشعری، که با تاخيری هفت ساله به اسلام گرويد، و نيز اين واقعيت که هيچ يک از صحابه به جز او به چنين رويدادی اشاره نکرده اند، اعتبار اين روايت را مخدوش کرده است (عاملی، جلد۱، جزء۱،ص۹۲-۹۳).


جامع عمری

 

در قسمت انتهای شهر قديمی بصری کليسايی در قرن اول هجری به مسجد تبديل شده است، و در ۱۳۲۷ميلادی تعميذاتی بسيار جزيي يافته است ولي ترکيب بنايی آن از همان دوران تاکنون باقی مانده است. مسجدی است بسيار کوچک مئذنه ای چهار گوش و کوچک دارد.


بازار، حمام ها و معابد بصری

Image



کمی پائين تر از قلعه و ورزشگاه بصری، ويرانه ای قديمی قرار دارد که روزگاری همواره يکی از مراکز مهم اقتصادی سرزمين شام محسوب می شده است. در کنار بازار، بقايای چند حمام از قرون اوليه اسلامی و همچنين بقايای ويرانه ی يک کليسا و يا معبد متعلق به قرون دوم و سوم ميلادی قرار دارد.




Image






جامع مبرک يا ناقه

 

Image

 

 

مسجدی است بسيار کوچک با بنايی قديمی که کوله باری از قدمت را بر دوش دارد.


گويند در اين مکان ناقه و شتر پيامبر بر زمين نشسته است و بعضی گويند نخستين شتر حامل قرآن در آن زمين نشسته و بعد ها مسجدی در همان جا ساختند و به همين دليل نام مبرک (محل نشستن شتر) را بر آن جا نهادند.






آخرین بروز رسانی مطلب در شنبه ، 29 مرداد 1390 ، 16:17
 
رجز خوانی یهود با هالیوود مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
(1 امتیاز)
چهارشنبه ، 20 بهمن 1389 ، 15:36

به جای مقدمه :

 

...همه دنبال منجی می گردند ...تمام ادیان الهی و غیر الهی .به آخرالزمان و این که روزی می رسد که همه شر در مقابل همه خوبی و نیکی می ایستد،معتقدند و انتظار ظهور یک منجی را می کشند که نماد نیکی هاست و ظلم و بدی را در آخرالزمان از بین خواهد برد .بودایی ها و هندوها منتظر آمدن « گوتمه » یا بودای پنجم هستند،زرتشتی ها در انتظار « سوشیانت یا سوشیانس »و مسیحیان هم معتقدند که حضرت عیسی «ع» دوباره از اورشلیم و بیت المقدس ظهور می کند یهودی ها هم می گویند عیسای واقعی نیامده است .

اما در فیوچریسم (آینده گرایی)مسلمانان ، شیعه و حتی سنی در انتظار ظهور مهدی صاحب الزمان هستند ،اما با یک تفاوت با ادیان دیگر .آن ها منجی شان از آسمان ظهور می کند و در همان وقت ظهور به میان مردم می آید اما منجی ما مسلمانان ، هم اکنون هم اکنون در میان مردم زندگی می کند و در مشکلات و سختی ها همراهی شان می نماید ، بدون آنکه از آسمان فرود آید یا مثل عیسی مسیح در حالی که خود مسیحیان (به اشتباه)معتقدند دو هزار سال پیش به صلیب کشیده شده و از دنیا رفته است ، دوباره زنده شود .منجی ما عمر هزار ساله دارد و پنهان از دید مردم است، اما زنده است و عینی .بنابراین در زندگی مسلمانان تجلی خاصی می یابد و هم اکنون همه از او مدد می گیرند و در انتظار او سعی دارند کارهای نیک انجام دهند و زمینه را برای ظهور حضرتش فراهم سازند .

در حالی که انتظار ادیان دیگر جلوه ای در زندگی معمولشان ندارد . جالب است بدانید که تاثیر این تجلی عینی فرهنگ انتظار زمانی برای غرب مشخص شد و او را به وحشت از منجی ما انداخت که انقلاب اسلامی پیروز شد و جلوه های حضور و یاری آن حضرت در پیروزی انقلاب وزمان جنگ تحمیلی بیش تر نمود یافت .غرب دانست که چیزی غیر از امکانات و تجهیزات نظامی و تکنولوژی هم وجود دارد که ضمن بسیج مردم و هماهنگی در اعتقاداتشان، این نیرو را به آن ها می بخشد که در عین کمبود امکانات با تکیه بر ایمانی قوی در جبهه های نبرد برای شهادت و کشته شدن در راه خدا از هم سبقت بگیرند به واسطه همین حیرت بود که برای شناخت فرهنگ انتظار در سال 1984(1362)کنفرانسی در اسرائیل در شهر تل آویو برگزار شد تا به تاثیر اعتقاد به مهدویت در میان مسلمانان به ویژه شیعیان ایران بپردازد .

از آن پس بود که هالیوود توجهش به این منجی جلب شد و اهمیت آن را درک کرد .او تاثیر مهدویت را در تعارض با خواسته های خود دید و سعی کرد برضد آن فیلم بسازد و ماجرا را به گونه ای دیگر جلوه دهد .

غربی ها معتقدند اگر بتوانند آینده را پیش بینی کنید ، خودتان هم می توانید آن را بسازید .

هاليوود كه به تأثير تصوير در فرهنگ سازي و تغيير مباني فكري و اعتقادي جوامع ايمان آورده بود، به سرعت شروع به ساخت و تهيه فيلم‌هايي كرد كه به نوعي به آخرالزمان و ظهور منجي مي‌پرداخت . «اورسون ولز»كارگردان يهودي مشهور سينماي هاليوود فيلمی ساخت به نام «پيشگويي‌هاي نوسترآداموس» و در اين فيلم منجي را كسي معرفي كرد كه نام آخرين پيامبر را برخود دارد و مسلمان است، اما به حدي كشتار مي‌كند و برخوردي وحشيانه با مردم دارد كه عملاً هركسي از او متنفر خواهد شد . لباس او عربي مانند است و دستاري بر سر دارد . پيام كل فيلم آن است كه اين منجي مسلمانان فرد محبوبي نخواهد بود و ششصد ميليون مسلمان در خاورميانه وجود دارند كه ثروت عظيمي از گاز و نفت و ذخاير طبيعي در اختيار دارند و براي صلح جهاني خطرناكند . ولز براي اين فيلم اسكار هم گرفت .

بعد از آن، بازي كامپيوتري «يامهدي»نيز ساخته شد كه با همان رويكرد بالا موجب ايجاد نفرت از ظهور منجي به اين نام در ميان جواناني شد كه چندان اطلاعي از نحوه ظهور حضرت و مباني اعتقادي شيعه نداشتند .

بزرگترین ویژه هالیوود ترجمه معنا به تصویر است که در آن موفق نیز بوده است .در هالیوود انواع آخرالزمان ها به تصویر کشیده شده است :

1-آخرالزمان تكنولوژيك:

ساخته‌هاي دست بشر روزي بر ضد او مي‌شورند و تكنولوژي دشمن خالقش خواهد شد. اين موضوع در اين فيلم ها به تصوير كشيده شده است:

دكتر فرانكشتاين، ترميناتور و ماتريكس يك و دو. منجي در اين آثار معمولاً يك انسان دانا و شجاع (والبته آمريكايي!) است كه با شهامت و دانش خود، پيروانش را هدايت مي‌كند و دشمن را كه همان مخلوق اوست شكست مي‌دهد. دقت كنيد به نوع رهبري مورفيوس و نئو در ماتريكس. و اين كه نئو يا منجي، خود يك تكنسين كامپيوتر است كه بر ضد ابركامپيوتر و فضاي مجازي قيام مي‌كند .

2- آخرالزمان طبيعي:

بالاخره طبيعت كه مورد هجوم انسان قرار گرفته و انواع آلودگي‌هاي زيستي در آن پديد آمده است، عليه نسل بشر عصيان مي‌كند و وقايعي چون سيل، زلزله، گردباد و آتشفشان‌هاي عظيم يا برخورد شهاب سنگ‌ها را موجب مي‌شود، يا چون انسان در ژنتيك دستكاري كرده و در واقع در كار خدا دخالت نموده است، هيولاهاي ناشناخته قرون اوليه حيات بشر بر زمين پديدار مي‌شوند و انسان را محاصره مي‌كنند. در اين‌جا نيز منجي هماني است كه در بالا اشاره شد و البته ويژگي مهمش آمريكايي بودن اوست! مانند فيلم‌هاي برخورد عميق، آرماگدون، قله دانته، دنياي آب، گودزيلا، و پارك ژوراسيك .

3- آخرالزمان ديني :

مهم‌ترين رويكرد سينماي هاليوود است كه به دو شيوه مستقيم و غير مستقيم شرايط آخرالزماني را به تصوير مي‌كشد . در اين مورد نيروي شر، يا شيطان است با وسوسه‌هايش، يا با حضور فيزيكي‌اش، يا ضد مسيح (آنتي كرايست) يا دجال، كه در زمان خاصي از زندان خود رها مي‌شود و حيات بشر را تهديد مي كند . منجي نيز طبيعي است كه يك متدين( كشيش يا قديس)است كه سحر شيطان را باطل مي‌كند(اين منجي هم آمريكايي است ! ) به فيلم‌هايي نظير جن‌گير يك و دو، طالع نحس، و پايان روزگار دقت كنيد .

4- آخرالزمان علمي ـ تخيلي:

در اين روش، سينماگران واقعيت و خيال را با هم تلفيق كرده و به مقصود خود مي‌رسند. نيروهاي شر همان فضايي‌ها هستند كه از آن‌سوي كهكشان و از اعماق تاريك فضا به زمين حمله ور مي‌شوند و منجي در اين‌جا نيز با دانش و شجاعت خود مهاجمان فضايي را از بين مي برد . (يك آمريكايي!) مانند مجموعه فيلم‌هاي بيگانه، روز استقلال، عنصر پنجم، و مجموعه جنگ ستارگان .

5-آخرالزمان اسطوره‌اي يا افسانه‌اي :

اين نوع اخيراً بسيار مورد توجه هاليوود قرار گرفته و انواع فيلم‌هاي توليد شده در اين‌باره نشان دهنده نوعي علاقه هاليوود به طرح آن است. سري سه گانه ارباب حلقه‌ها، و سري فيلم‌هاي هري پاتر كه اكنون فيلم‌ها و كتاب‌هاي آن بسيار پرفروش شده و سود سرشاري را نصيب سازندگان آمريكايي كرده، از اين گونه است. از ديگر فيلم‌هاي اين‌گونه مي‌توان موميايي، بازگشت موميايي، عقرب شاه، جادوگر مرلين، و.... را نام برد. در اين فيلم‌ها يك هيولاي ناديده يا جادوگري وحشتناك و افسانه‌اي زندگي انسان‌ها را تهديد مي‌كند و منجي و يارانش بايد به سرزمين اسرار آميز اين هيولا سفر كنند و با زيركي و توانايي خود با او بجنگند، زيرا او را فقط با سلاح‌هاي اسرارآميز و جادويي مثل خودش مي توان از ميان برداشت. سرانجام هم با كشف يك طلسم يا ابزاري سحرآميز (نگاه كنيد به حلقه در ارباب حلقه ها يا هنر جادوگري هري پاتر) نماد شر و بدي از بين مي رود .

محتواي تمام اين فيلم‌ها برگرفته از آموزه هاي مسيحيت و يهوديت است و در آن‌ها نشانه‌هاي فراوان از اين آموزه ها به چشم مي‌خورد .

اگر نگاهی به منجی فیلمهای آخرالزمانی هالیوود بیندازید می بینید که منجی مورد نظر آن ها هیچ شباهتی به منجی ما ندارد کسی را به این عنوان معرفی کنند و ذهن مردم را غرق در آن کنند که دیگر لزومی نداشته باشد به مساله انتظار به درستی بیندیشد .

امکانات یهودیان در هالیوود و دیگر شرکت ها کارگردان بسیاری از کشور های مختلف دنیا را به ساخت فیلم های زنجیره ای جذب کرد .

این امکان   یک حلقه از زنجیر قدرت صهیون   است . در ایالات متحده آمریکا علاوه بر یکصد و چهل روزنامه با تیراژ حدود چهار میلیون نسخه، هفتاد درصد نشریات دایمی و هشتاد درصد برنامه های تلویزیونی در اختیار یهودیان است .

شبکه های تلویزیونی " I,B,C "، " C,B,C " و " N,B,C " تماما به یهودیان تعلق دارد. علاوه بر شرکتهای بزرگ فیلم سازی، تئاتر و صنایع توریستی نیز در مالکیت آنهاست .

آنچه در ادامه می خوانید نگاهی به تاریخچه کابالا و فراماسونری است که هالیوود برپایه آنها استوار است و بعد از آن برخی از فیلمهای مطرح این کمپانی فیلمساز یهودی مورد نقد و بررسی قرار گرفته اند تا رگه های اندیشه صهیونیستی در آنها روشن شود .

 

تصویر فیلیپ برگ رهبر کابالیتهای دنیا وحاکم هالیوود

 

 

کابالا و فراماسونری

 

در مورد شروع ايده اين فرقه اختلاف نظر هاي زيادي وجود دارد چرا كه برخي مورخين آن را به هند و چين برخي به ايران باستان و برخي به مصر نسبت مي دهند اما امري كه قطعي است شروع رسمي فعاليت اين فرقه درون دالان هاي فراعينی مصر بوده. وبوجود آمدن فرهنگ و تمدن فرعوني مصر با ايده كابالا عجين بوده. كابالا در اصل به ايده اعتقاد به جادو و جمبل و قدرت هاي ما فوق طبيعي انسان ها بر مي گشت برخي ايده هاي كابالايي ها امروزه به اومانيسم نيز معروف است كه بر اساس آن مبدا بشريت بر اساس انسان اوليه گذاشته شده و بوجود آمدن انسان را بر اساس فعل و انفعالات مواد و حادثه مي دانند (نه بر اساس خالق) كه اين ايده آنهانيز بعد ها در افكار و ايدئولوژي هاي فكري سياسي علي الخصوص سوسياليست هاوكمونسيت ها استفاده شد.

فرعون هاي مصر باستان با استفاده از عقيده هاي كابالا خود را خداي روي زمين مي شناختند روحانيون آنها نيز در معابد خود براي بدست آوردن اسرار كابالا كه عملاً همان علوم فيزيك- شيمي و زيست شناسي و رياضي و... بود علماي مختلف را گرد آوري مي كردند و چون به نام اسرار كابالا معروف بود احد الناسي بجز روحانيون معابد حق مطلع شدن از نتايج اين تحقيقات را نداشت و عموماً علماي آنها نيز در معابد زنداني بودند.

روحانيون فرعون هيچ گونه محدوديتي براي آزمايشات و تحقيقات خود در زمينه هاي مختلف را نداشتند و حتي در آزمايشگاه هاي خود از برده هاي زنده نيز استفاده مي كردند و فجيع ترين تحقيقات را روي آنها انجام مي دادند. خيلي ها را به صرف اينكه ببينند آيا داروي كشف شده آنها مي تواند مرده را زنده كند مي كشتند و يا حتي اعضاي انسان هاي زنده را قطع مي كردند و براي پيوند آنها تحقيق مي كردند. همه اين امور در وضعيتي فوق العاده محرمانه و درون معابد انجام مي شد و اگر هم فردي به هر ترتيبي از درون معابد اطلاعاتي به دست مي آورد به هر ترتيبي بود وي را به قتل مي رساندند. در اين راستا اينها تحقيقات علمي فراواني در زمينه هاي مختلف را انجام دادند كه خوب بايد پذيرفت اسرار آنها تا بحال هنوز پنهان مانده كه مي توان به اسرار اهرام مصر و موميايي كردن اجزاي بدن به عنوان نمونه اشاره كرد. در اين راستا بحث قرباني كردن فرزندان و حيوانات و تقديم آنها مضاف بر برترين مايملك مردم به معابد راجزو عقايد مردم كردند تا بتوانند خوراك تحقيقات خود را تامين كنند. بيشترين تحقيقات براي پيدا كردن راز زندگي – جواني- زيبايي و شادابي و سلامت (عملاً خلق انسان و جاودانگي) از ازل يا از هرگونه ماده به دست آمده از طبيعت و يا حيوانات و يا حتي بشر از يك سو و تبديل مواد به يكديگر (كيمياگري) علي الخصوص به طلا و تسخير طبيعت و مخلوقات ما وراء الطبيعه انجام مي شد. در اين راستا نيز علماي معابد به علوم مختلف روحاني و علمي متوسل مي شدند. در برخي موارد نيز به نتايج قابل توجي نيز رسيدند. تنها شاهد اين ماجراها بردگان در بند آنها بودند كه سالها تحقيقات آنها را مشاهده مي كردند و منتظر بودند روزي خود نمونه آزمايشگاهي اين تحقيقات گردند و يا اينكه سالها اين تحقيقات روي آنها انجام شده بود.

زماني كه حضرت موسي (ع) اتباع خود را از مصر به قدس برد تعداد زيادي از اين بردگان نيز همراه او بودند و اسراري را كه كم و بيش با مشاهده و يا تجربه و خطا روي آنها آموزش ديده بودند منتقل كردند. برخي اين اسرار را به نام جادو و اسرار كابالا نزد خود نگه داشتند و برخي ديگر به فرزندان و نزديكان خود منتقل كردند. خلاصه امر پس از نابودي فراعين تنها مراجع اين اطلاعات يهودياني بودند كه آن زمان در اورشليم قدس زندگي مي كردند. اعتقادات برخي از اينها به خرافات نيز بر آن شد كه شايعاتي مبني بر اينكه حضرت سليمان (ع) از كابالا براي تسخير جن و انس و امور ديگر استفاده مي كرد مطرح گردد. بر اثر بلاياي تاريخي كه بر سر قوم يهود پيش آمد جامعيت اين اطلاعات از بين رفت و اين معلومات پراكنده شد. كاهنان مصري نيز مخفي گاه هاي اطلاعات مرتبط با كابالا را بگونه اي طراحي كرده بودند كه دست احد الناسي به آنها نرسد و در صورت رسيدن به آنها نابود شود. اما ايده هاي فكري (يا بهتر است بگوييم ايدئولوژي) كابالا دهن به دهن مي چرخيد و با استفاده از اطلاعات وفنون علمي كه يهودي ها به دست آورده بودند و با توجه به فاصله علمي آنها با ديگران همچنين با توجه به اينكه آنها همان بردگاني بودند كه براي ساختن مخفي گاه هاي اطلاعات و ثروت ها استفاده شده بودند اين رازها را براي فرزندان خود تدوين كردند و يا بصورت شفاهي به آنها منتقل كردند. در برهه اي از زمان برخي روحانيون يهودي بر آن آمدند تا اين اطلاعات را گرد آوري كنند و آنها را در اورشليم قدس مخفي كردند.

چند ايده فكري نيز جا افتاد كه يكي از اين ايده ها ايده صهيونيستي بود. بر اساس آن يهودي ها وقتي كه نيل تا فرات را گرفتند و معبد سليمان را مجدداً احيا كردند مسيح ظاهر مي گردد (آنها حضرت عيسي مسيح (ع) را به عنوان مسيح الدجال مي شناسند و معتقد هستند كه حضرت مسيح هنوز ظهور نكرده است ) از همه مصائب خود خلاص مي شوند و دنيا را تسخير ميكنند و آنها اربابان كل جهان مي شوند. اين ايده تقريباً حدود 2500 سال پيش در ذهن آنها پرورانده شد و برخي از صهيونيست ها معتقد هستند اگر 2500 سال طول كشيد فلسطين را گرفتند ميتوانند 2000 سال ديگر نيز صبر كنند تا نيل تا فرات را بگيرند. برخي كمتر حوصله دارند و با كند و كاو در اطراف ديوار مُبكا (ديوار گريه که دیوار مقدس یهودیها می باشد و معتقد هستند که از معبد سلیمان باقی مانده) و حرم قدس در تلاش هستند تا اسرار كابالا ويا گنج هاي حضرت سليمان را بدست آورند.

پروسه تاریخ نشان از جنکها و مهاجرتهای متعدد این گروه با سیار اقوام دارد که نهایتا آنها را به سرزمینهای اروپایی کشاند آنها همانجا ماندند و حتی دین خود را در ظاهر انکار یا تعویض کردند .

اين بار كابالا به سيستم زير زميني تبديل شد كه فقط دهن به دهن ميان افراد مي چرخيد. تا اينكه در قرن سال 1095 ميلادي آنها« پاپ اوربان دوم» را متقاعد كردند كه گنج ها و ثروت هاي عظيمي در شرق و بيت المقدس وجود دارد كه با بدست آوردن آنها اروپاي مسيحي فقير و فلاكت زده نجات پيدا مي كند (در آن زمان كابالايي ها ديگر يهودي نبودند بلكه سالها بود كه مسيحي شده بودند البته بايد به اين مساله توجه داشت كه در عقيده كابالايي ها عقايد ديني جايگاهي ندارد و مويد اين ادعا آن است كه صليبي ها در حمله هاي خود به شرق از كشتن و يا غارت كردن اموال مسلمانان – يهودي ها و مسيحي ها دريغ نكردند و شهر مسيحي قسطنطينيه (استانبول كنوني) را غارت كردند و برگ هاي طلايي كه از ديوارنگارهاي كليساي اياصوفيه آويزان بود را كندند) پاپ مذكور شوراي عالي روحانيت را تشكيل داد و با ادعاي مبارزه براي بيرون كشيدن جبرانه سرزمينهاي مقدس مسيحي از دست مسلمانان جنگ هاي صليبي را شروع كرد فرقه اي از همان كابالايي ها به نام شهسواران مسيحي (شواليه هاي مسيحي) ماموريت گرفتن بيت المقدس و حفاظت گنج هاي آن براي پاپ را عهده دار شدند .

بعد ها این مجموعه با استقرار در بیت المقدس نام خود را به شوالیه های معبد تغییر دادند که منظور از شوالیه های معبد همان معبد سلیمان بود که آنها بلا فاصله کند و کاو را برای یافتن گنج های سلیمان شروع کردند و در همان کند و کاو ها گنج ها واسرار زیادی از فرقه کابالا را یافتند. خیلی از این افراد شایعات گنج ها را شنیده بودند اما این یافته ها آنقدر وسوسه انگیز بود که اینها از وفا به تعهدات خود نسبت به پاپ سر باز زدند و قسمت عمده یافته ها را پنهان نگه داشتند. آنها کم کم با حضور زائران مسیحی از اوروپا سیستمی شبیه سیستم اعتباری و بانک داری امروزی را بنا نهادند و شروع به اندوختن ثروت و انتقال آرام گنج ها از فلسطین به اوروپا نمودند. وابستگان آنها در اروپا پول ویا اموال زائران را دریافت می کردند و به آنها رسیدی می دادند که در قدس با مراجعه به فردی بتوانند معادل همان پول را دریافت کنند. حتی دزدان سر گردنه هایی را اجیر می کردند تا با حمله به کاروان ها اموال آنها را به سرقت ببرند تا هر آنکس که از طریق آنها عمل نکند مال و اموال خود را از دست بدهد و به دلیل نا امنی همه زائران اموال خود را به آنها بسپرند. پس از مدتی ثروت اندوزی این افراد منجر به آن شد که در داخل اروپا توانستند حکومت هایی داخل حکومت های موجود بسازند . آنها تا حمله صلاح الدین ایوبی در بیت المقدس به انواع مختلف ثروت اندوزی کردند و وقتی که مسلمانان آنها را از بیت المقدس راندند در اروپا به یک قطب قدرت تبدیل شده بودند.

به دلیل توسعه قدرت در اروپا و نگرانی حاکام اروپایی ایشان به شدت مورد هجمه قرار گرفتند و اما بواسطه یک فرد معمار در نزد پادشاه هلند در کشور اسکاتلند پناه گرفتند و تعهد کردند که در شغل بنایی و معماری مشغول شوند

آنجا نام جدید خود را "فری مایسون " (free maison) به معنای "بنایان آزاد" بود را برای خود انتخاب کردند و اولین پایگاه خود را در اسکاتلند بنام "لژ بنایان آزاد"( لژ فری مایسون) بنیان گذاشتند.

با اطلاعات و ثروت هایی که فرماسون ها از شرق به دست آورده بودند هر جا که می رفتند خیلی سریع می توانستند رشد کنند و در همان جا نیز خیلی سریع رشد کردند و آرام آرام مجدداً به کشورهای دیگر اروپایی نفوذ کردند و با داشتن هنر بنایی و ثروت و همچنین پیشبرد شغل نیاکان خود یعنی بانک داری مجدداً در همه جای اوروپا نفوذ کردند.

بنیان گذار و رهبر این فرقه در عصر حاضر امروزه عملا برهالیوود حکومت می کند وی فردی 75ساله است به نام «فیووال کروبرگر»است که نام خود را به «فیلیپ برگ»تغییر داده است .

فیلیپ برگ برای اوّلین بار در سال 1969 دفتر فرقه خود را در اورشلیم (بیت‌المقدس) گشود و سپس کار خود را در لس‌آنجلس ادامه داد. این رهبر «خودخوانده» فرقه کابالا فعالیت خود را بر هالیوود متمرکز کرد.

سازمان برگ خود را "فرا دینی" می‌خواند و مدعی است که کابالا "فراتر از دین، نژاد، جغرافیا، و زبان است" و با این تعبیر ، درهای خود را به روی همگان گشوده است. اعضای فرقه، فیلیپ برگ را "راو" می‌خوانند. "راو" همان"رب" یا "ربای" یا "ربی" است که به خاخام‌های بزرگ یهودی اطلاق می‌شود.

هالیوود( هالی: مقدس ، وود، چوب ) HOLLY WOOD

چوبی است که در سحر و جادوگری کافران عصای جادوگری از آن ساخته شد و این اعتقاد وجود دارد که ساحرانی که مالک آن عصاها باشند می توانند مردم را مسحور خود کرده و به کنترل در آورند . این بخش آن حالت نمادی دارد ، اما مهم است که این بخش را نیز بفهمیم که هالیوود مردم را مسحور خود کرده است . این یک حالت رویایی است که در امریکا به آن ماشین رویایی می گویند . مردم در طول فیلم گریه می کنند .تمام این تخلیه های هیجانی در این حالت اتفاق می افتد . خیلی از فیلمها اینگونه هستند و این یک فاکتور مهم در مکانیزم کنترل است .

ما در این فیلم ابتدا همذات پنداری می کنیم بعد یک امنیت و خوشبختی از وضعیت خوشبختی خودمان خواهیم داشت اینها روشها پیچیده کنترل ذهنی است اما اتفاق می افتد .

 

 

تحرکات آوانجلیست ها

پس از عقب نشینی در ویتنام و شکست در ایران و نیکارآگوئه که هیمنه اش شکسته شده بود سینمای غرب در اواخر دهه 70 و دهه80 روز به هیولاها آورد تا با نمایش آنها، مردم آمریکا و دیگر سرزمین ها را از مخالفان سلطه طلبی اش بترساند و بعد از سقوط شوروی، سمت دوربین هالیود جهان اسلام را نشانه رفت.

حالا دیگر ساموئل هانتیگتون نبرد نهایی غرب با اسلام را تحت عنوان "جنگ مابین تمدن ها" تئوریزه می کرد. جنایتکاران و تروریست هایی که همواره در فیلم های «جیمزباند» و «مت هلم» و امثال آن وابسته به شرق بودند ، حالا دیگر مسلمان شده بودند و ملیت عرب داشتند ، در فیلم هایی مانند :"دروغ های حقیقی" جیمز کامرون ، "تصمیم عملی" و "دلتا فورس" و ...که تروریست های مسلمان قصد دارند با سلاح اتمی ، آمریکا را نابود کنند یعنی هیولاهای دهه 80 ، شکل و شمایل انسانی می یابند.

اما پس از آغاز هزاره جدید ، سینمای غرب زبان و لحن بیانی دیگری یافته است. در واقع هالیوود آرایش دخانی به مفهوم ماورایی و آخرالزمانی گرفته تا ذهن بشر را برای انتظار نبرد سهمگین آخرالزمان و یا همان "آرماگدون" آماده نمایند.

در کتب واسناد منتشر آمده است که بنابراعتقاد «صهیونیستها» با آغاز هزاره جدید و عبور از برج حوت (ماهی) به برج حمل (سطل) ، زمان اقدام برای فراهم آوردن زمینه های ظهور مسیح موعودشان فراهم آمده است. به عبارت دیگر آنان براین باورند که جهان به آرماگدون و آخرالزمان مورد نظر مسیحیان و یهودیان صهیونست بسیار نزدیک شده و حالا نوبت عمل فرا رسیده است. اگرچه صهیونیست ها ، دیرزمانی است که عمل خویش را برای روز موعودشان به نام "آرماگدون" ، شروع کرده اند.

اوانجلیست‌ها (مسیحیان صهیونیست ) براین باورند که مسیح (ع) دوباره ظهور می‌کند و در آخرالزمان جنگ و ویرانی بزرگی (آرماگدون) اتفاق خواهد افتاد و بعد از این ویرانی صلح دائمی تا هزار سال یعنی تا قیامت بر قرار خواهد شد.

اوانجیلیست‌ها اعتقاد دارند پس از اینکه نبرد خیر وشر آغاز شد، پیروز نهایی خیر است و شیطان توسط مسیح به اسارت کشیده می‌شود. در این جنگ تنها کسانی نجات پیدا می‌کنند که اونجیلیست باشند. به طور دقیق مشخص نیست که جنگی كه از آن به آرماگدون یاد می‌شود کجاست، اما به گفته مسیحیان صهیونیست ، میلیون‌ها نفر از دشمنان مسیح از عراق حرکت خواهند کرد و از فرات خواهند گذشت و به سمت قدس خواهند رفت. در میان راه نیروهای مومن به مسیح ، راه آنها را سد می‌کنند و در آرماگدون به هم می‌رسند و جنگ در می‌گیرد.

در تفسیر جنگ آرماگدون هم می‌گویند که سپاه ایرانی، قفقازی، سودانی، لیبیایی و... به عنوان سپاه شر از عراق حرکت می‌کنند. ( توجه کنید که سالهاست دولت آمریکا ، کشورهایی مانند ایران را "محور شرارت " خوانده اند!) طبق نظر مفسرین اونجلیست، این جنگ بایستی بین سال 2000 تا 2007 روی می داده است!!

در حال حاضر اوانجلیست ها مي‌توانند از ميان برنامه‌هاي مختلف هاليوودي انتخاب‌هاي زيادي داشته باشند. براي مثال شبكه نيايش هاليوود( Hollywood Prayer Network ) يكي از شبكه‌هايي است كه تمام توان خود را صرف كرده تا با استفاده از نيروهاي متخصص و معتقد، هاليوود را دچار يك تحول اوانجلیستی كند.




آواتار

جلوه های تصویری بعضا افراطی و پرزرق و برق موجود در فیلم در خدمت بیان قصه و ماجراهای فیلم که براساس همان تفکر فلسفی و ایدئولوژیک جیمز کامرون قرارگرفته، در می آید تا حداقل تماشاگر را در طول 160 دقیقه زمان فیلم ، برای تماشای ادامه اثر و دیدن و شنیدن حرف های اساسی فیلمساز، که در برخی مکاتب جعلی و انحرافی همچون "کابالا" می توان سراغ گرفت، اشتیاق نشان دهد.

آواتارها نوعی انسان/حیوان هستند که به اجداد باستانی آدم ها شبیهند. از مهمترین خصوصیاتشان، وابستگی شدید آنها به طبیعت و نیرو و الهام گرفتن از آن است. از همان ابتدای فیلم پیوند« نیتری» را با انواع و اقسام موجودات شاهدیم که حتی نسبت به کشتن گونه وحشیشان نیز غمگین می شود. آواتارها برای سوار شدن بر شبه اسب ها یا همان ایکران ها هم بایستی به نوعی یگانگی وجودی با آنها برسند.

خدای آنها، درختی مقدس به نام "ایوا" است که آن را مادر عظیم الشان می خوانند و همه خواسته های خود را از او می خواهند.

آنها براین باورند که همه زندگی و مرگ را از ایوا می گیرند و مردگانشان نزد او هستند.همین ایواست که قدرت دارد تا آدم ها را در قالب انسانی بمیراند و در قالب اواتار دوباره زنده نماید. همان طور که در انتهای فیلم درمورد «جیک سالی» انجام می دهد و برای همیشه «سالی» به عنوان یک انسان می میرد و در قالب یک اواتار دوباره متولد می شود.

آنها حتی صدای ارواح اجدادشان را با اتصال به شاخه های ایوا می شنوند. اما این تنها اعتقاد اواتارها نیست. انسان ها هم همه لشکرکشی خود به «پاندورا» را برای دستیابی به منابع طبیعی بی پایانی که می گویند در زیر این درخت قرار دارد، انجام داده اند. دکتر «گریس آگوستین» در یکی از آخرین دیالوگ هایش برای متقاعد کردن " پارکر سلفریج" (مسئول پروژه علمی تسخیر پاندورا )، پرده از کشف علمی حیرت آوری درباره درخت مقدس یا ایوا برمی دارد، به این شرح که ریشه های آن با اتصالات الکتروشیمیایی با ریشه های سایر درختان پاندورا و از آن طریق به مغز اواتارها متصل شده که یک شبکه گسترده ای از اطلاعات و خاطره ها بوجود می آورد و می تواند اطلاعات مضاعف را دان لوپ یا آپ لود نماید که از این طریق می توان به آن شبکه وارد شد.

همین درخت مقدس ایواست که به خاطر درخواست یا به اصطلاح دعای جیک سالی، همه گونه های موجودات پاندورا را به کمک «ناوی» ها می فرستد تا با ارتش زمینی ها مقابله کنند و به همین طریق آنها را نابود می سازند . اما با جستجو و تفحصی در مکاتب جعلی و انحرافی، می توان رد پای این نوع تفکر را در کتب کابالیست ها یافت.

در ایدئولوژی کابالا (فرقه صهیونیستی) همه قوای خالق را در توالی لایه های یک درخت تصویر می کنند. در کتاب "زهر " از کتاب کابالایی آمده :... سفیرات یا چهره های متعدد خالق در درختی عرفانی بنا شده که هر یک شاخه ای از ریشه مرسوم آن را نشان می دهد که البته ناشناخته و غیرقابل شناخت نیز هست. اما "ان سوف" تنها ریشه مکنون همه ریشه ها نیست بلکه افزون بر اینها ، شیره این درخت نیز به شمار می رود. هر شاخه نوعی صفت را نشان می دهد و در خود و از خود وجودی ندارد بلکه به فضیلت خدای مکنون یا "ان سوف" ، هستی می پذیرد. این درخت خالق نیز همان قسم که نشان می دهد ، اسکلت عالم خلقت نیز می باشد، این درخت در تمامی خلقت رشد می کند و شاخه های خویش را برهمه شبکه ها و شاخه ها و عواقب آن می گستراند. همه اشیاء موجود و دنیوی تنها به لطف امری مربوط به قدرت سفیرات وجود دارند که در تمامی آنها زنده و عمل می کند...»

تاکید شرک آمیز بر ربوبیت درخت در فرقه کابالا در مکتوبات مختلف پیامبران آن به چشم می آید. از جمله در بخش "حسیدیسم، آخرین مرحله " از کتاب "جریانات بزرگ در عرفان یهودی" نوشته گرشوم شولوم آمده است :

«... در اینجا یک نوع آیین کابالایی درخشید که هواخواهان و مشتاقان بسیاری یافت. اینان گویند حجره محقری وجود دارد که در آن بخشی از منزل پرشور بهشت آسایی را تشکیل می داد که در آن شجره حیات یا درخت زندگی بالیده و به ثمر رسیده بود. ولی نماینده کلاسیک این گرایش را باید«ربی شالوم شعرابی» دانست که یک کابالایی اهل یمن بود که در اواسط قرن هجدهم در اورشلیم می زیست و در آنجا مرکزی برای پیروان کابالا بنا نهاد که تا امروز نیز وجود دارد...»

همین نهضت " حسیدیسم" است که سرانجام به تفکرات آخرالزمانی راه می یابد و می تواند دلیلی بر آرماگدون گرایی کابالیست ها باشد. در همان بخش از کتاب "جریانات بزرگ در عرفان یهودی" در این باب آمده است :

«... افتخار آن (حسیدیسم) است که با این روح اشتیاق وافر تشخص می یابد که تشریح گشت و در عین حال با اظهار آراء کهن در خصوص فطرت خالق که در همه اشیاء موجود است ، به توجیه خویش مبادرت ورزید. ولی این اشتیاق چیزی نبود مگر اشتیاق به مسیح گرایی مبتنی بر مسیح منجی...»

(در ضمن افکار حسیدیسم و کابالایی را بگذارید کنار لوحهای کشف شده در بحرالمیت و پیشگویی های نوسترا و آموس)

در سکانس های پایانی فیلم "اواتار" نیز علی رغم طرح اندیشه های شبه عرفانی کابالا و تمسک به آیین های دعا و مانند آن در کنار درخت مقدس ایوا، اما در نهایت، اواتارها به سرکردگی منجی خود یعنی «جیک سالی» اواتار، به نبرد آخرین با ارتش زمینی ها ( یا همان ضد مسیح و دجال) می پردازند که در این راه، ایوا یعنی همان درخت مقدس و نیروی اصلی با تمام قدرت طبیعت به کمکشان می آید. یعنی در پایان همه نیروهای طبیعی نیز در پشتیبانی از منجی موعود قرار می گیرند. منجی که اینک براساس آموزه های کابالایی ترکیبی از انسان امروز و آدم / حیوان های باستانی و نیروی طبیعت مادی است . .

فیلم "آواتار" از دیگر آثار ایدئولوژیک سینمای هالیوود به حساب می آید که این روزها، پرده سینماهای دنیا را به رگبار مسلسل عقاید و باورهای جعلی و انحرافی خود بسته اند، علی رغم همه ادعاهای سینمای سرگرمی و هنری و هیجان انگیز و تخیلی و ...اما آنچه که در این فیلم ها حرف اول را می زند، همان ایدئولوژی به نظر می رسد که تقریبا بیش از 100 سال است، هالیوود برآن بنا شده و در یکی دو دهه اخیر به طور واضحی آرایش آخرالزمانی به خود گرفته است.




تولد یک ملت

تولد یک ملت، هالیوود و فرهنگ سازان شیطانی

ماهیت سینما به عنوان یک ابزار هنری با کاربردی وسیع و عمیق و قدرت جادوگری و مسحورکننده اش نمی توانست بیرون از خواسته های برتری طلبی تاریخی قوم یهود بماند. اینگونه بود که سینما مبنای ساخته و پرداخته شدن تحریفات کتابهای مقدس شد .سینمای هالیوود با مالکیت یهودیان از آمیزش منافع اسعتمار آمریکایی و ایجاد فضای مثبت برای تغییر نگرش ها به خصوص درمیان مسیحی ها به مظلومیت دروغین یهودیان شکل گرفت و در رشته های مختلف فیلمسازی ادامه یافت.

تقسیم هنر صهیونیستی   به دو دوره قبل از اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی و بعد از آن جای تاکید دارد زیرا اساسا در دوره اول ایجاد زمینه های مرحله دوم تحقق می یابد و بعد از آن مظلوم نمایی جای خود را به نمایش قدرت بلامنازع می دهد .

«فیلم تولد یک ملت » در همین راستا تولید شده است .

این فیلم با مونتاژ دقیق و دکوپاژ پرشتابش در جایگاهی قرار گرفت که پدر سینما لقب گرفت ..

صحنه های نژاد پرستانه که سیاه پوستان را در انجام اعمال خشونت گرا می نمایاند و بیننده را متاثر می سازد با وارد کردن عوامل طبیعی در سینما سرآغاز تحول بزرگی را پایه گذاری کرد . از طرفی هر یک از عوامل فیلم بعد از همکاری با گریفیث خود اساتید سالهای بعد سینمای هالیوود می شوند. تمام این موفقیت ها در سایه حمایت شبکه از   روابط سیاسی ،   حمایت های مالی و تامین   فضای حاصل از توجه قدرت به دست آمد.





کتاب آفرینش


Image

 

 

Image
Image
Image

 

روایت صهیونیسم از پیدایش

ساخت فیلم «کتاب آفرینش»در سال 1966 برنامه عظیمی بود که تا عهد عتیق را براساس اهداف تعریف شده ای به طور کامل به صورت فیلم درآورد .

طول سه ساعته فیلم با فاصله زمانی بیش از یک میلیون سال قبل از میلاد مسیح، تا داستان قربانی کردن اسماعیل توسط حضرت ابراهیم (ع) کم و بیش درگذر از دوره های مختلف انسجام لازم را ارائه کرده است .

قسمت های مختلف این فیلم پیش تر،   بارها از جانب دیگر کارگردانان به تصویر کشیده شده است، اما نگاه جان هیوستون به این مقوله نگاه ویژه صهیونیستی به آفرینش در عهد عتیق است. به این معنا که برروی ویژگیهای خاص درنگ شده است و سعی شده آفرینش از جانبداری صهیونیستی برخوردار گردد.

در ابتدای فیلم با صدای خارج از صحنه آفرینش جهان درهفت روز با تصاویر رئال و کمتر متکی   به عوامل کامپیوتری و جلوه های ویژه همراه می شود.

بعد از آن هبوط آدم و حوا در فضاهای القاء کننده و واقعیت نما پیش پرده می شود. تاکید برنام قابیل به فضای تملک در تقابل با هابیل به فضای روح حیات بر تفسیرهای بعدی صهیونیست های نفرین شده زمین راه باز می کند. هابیل را می کشد و صدای: تو نفرین شده ای و در جهان آواره و سرگردان خواهی بود طنین می اندازد، بعد از فرزند سوم آدم (مثیث)   نسل ها پیاپی می آیند تا نوح به دنیا می آید. سام، هام، یافث و... نفرین شدگی شامل بشریت می شود و نوح ماموریت می یابد همراه با خاندان خود، جفتی از همه حیوانات را با کشتی خود از چهل شبانه روز باران شدید رهایی دهد. چهار ملک به اردن می آیند. چهار ملک با هم می جنگند. «سدوم» و«عموره» می گریزند و لوط به دست دشمن اسیر می شود . صداهای نفرین شدگی از دهان رهبران طنین می اندازد و شکایت از چرا سرزمین ما رنگ صلح نمی بیند؟ قسمت های عمده فیلم را شامل می شود.

فیلم بارها به اسامی خاص برای سرزمین های مصر و اردن با نامگذاری و تلفظ صهیونیستی تاکید می ورزد. فراموش نکنیم سینمای تحت تسلط یهودیان هالیوود در دهه پنجاه و شصت قرن بیستم میلادی با ساختن فیلم های اغلب با رویکرد یهودی در صدد القا تفکرات افراطی ترین نظریه های تئوری پردازان و رهبران تروریست های اسرائیلی همراهی می شد. روزنامه مذهبی های افراطی اسرائیل در سال 1982 می نویسد: آنهایی که از ما خواهان رفتاری انسانی با همسایگان (عرب ها) هستند، هالا چا(شریعت) را بد تعبیر می کنند و از فرمانهای شخصی غافلند. نویسنده   بخش هایی از " تلمود "[شریعت شفاهی یهود] را شاهد می آورد که مطابق آن خداوند از خلق اسماعیل و اعقاب او متاسف است و کافرها و مردمانی هستند چون حیوانات . به نظر او، قوانین مربوط به   شکست خورده ها کاملا روشن است. او از ربی ما یموینرز نقل می کند که آنها باید به خدمت فاتحان یهودی خود در آیند حقیر و پست باشند و سرهایشان را در اسرائیل بلند نکنند، بلکه در نهایت فروتنی   تسلیم فاتحان خود شوند تنها در این صورت فاتحان می توانند با آنها رفتاری انسانی در پیش بگیرند. به برداشت او بین قانون اسرائیل (تورات اسرائیل) و انسان گرایی (اومانیسم) دهری امروزی هیچ رابطه ای وجود ندارد .  باز«ما یمونیرز» شاهد می آورد که در جنگ الاهی [ملهیمت   قیزواه]، باید ویران کرد و کشت و مردان و زنان و کودکان   را از میان برداشت.

اصول بنیادی تغییر ناپذیرند و توجه داشته باشیم به نطق «گلدا مایر» نخست وزیر رژیم صهوینیستی در اوایل دهه هفتاد که می گفت: این طور نبود که مردم فلسطین در فلسطین زندگی می کرده اند و خود را به عنوان ملت فلسطینی می پنداشته اند و بعد ما آمده ایم و آنها را بیرون انداخته ایم و کشورشان را از آنها گرفته ایم. آنها وجود نداشته اند .


آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 20 مهر 1390 ، 15:47
 
طرح حرم – جمكران مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
(1 امتیاز)
چهارشنبه ، 20 بهمن 1389 ، 14:34

طرح حرم – جمكران برطرف كننده بسياري از مشكلات قم


شهر قم مأمن و محل پناه دوست داران اهل بیت علیهم السلام در طول تاریخ بوده است و این شهر به عنوان مرکز ثقل شیعه و محل استقرار حوزه های علمیه در دنیا شناخته می شود.

با این وجود قم دارای کاستی های فراوانی است و برای جبران این کاستی ها قم نیازمند جهش در بخش های توسعه و نوسازی / خدمات و زیرساخت های اقتصادی و گردشگري است و با توجه به ظرفیت های بالای استان / طرح حرم تا جمکران یا همان بلوار پیامبر اعظم گام موثری در توسعه شهر قم بشمار ميرود.

بنا به گفته مسئولان مقدمات اولیه این طرح ازسال 72 آغاز شد اما اجراي ان روند کندی داشته است بطور يكه تا سال 87 اين طرح فاقد نقشه منسجمي بوده است

اما با روي كارامدن دولت نهم و توجه ويژه اين دولت به قم تصميم به پيگيري جدي اين طرح شد بطوريكه مي توان گفت پایه و اساس شروع مجدد اين طرح سفر استانی رئیس جمهور به قم بود

در این میان فروش اوراق مشارکت جدای از کمک های دولتی و همچنین وام و اعتبارات داخلی شهرداری گام موثر و مهمی در تأمین منابع مالی این طرح و پیشرفت آن داشت .

لازم به ذکر است آغاز فروش اوراق از صبح روز شنبه دوم آبان88 آغاز شدو فروش اوراق به ارزش 400 میلیارد تومان در شعب منتخب بانک ملی در سراسر کشور با سود 16 درصد به انجام رسید

اکنون بعد از یکسال واندی از فروش این اوراق مدیر عامل سازمان توسعه و عمران شهرداری قم از پیشرفت 30 درصدی عملیات اجرایی بلوار پیامبر اعظم خبر داد و افزود با توجه به تاکیدات استاندار محترم قم مبنی بر افزایش سرعت پروژه محور اصلی بلوار پیامبر اعظم تا اوایل سال اینده به بهره بر داری می رسد مهندس محمد تقی نادعلی افزود با انجام یک هزارو 100 توافق نامه با مالکان املاک واقع در مسیر این طرح توانسته ایم نزدیک به 95 درصد املاک را تملک کنیم و فقط مقداری املاک وقفی در مسیر اجرای پروژه وعدم همراهی اداره اوقاف موجب شد در بخشهایی از سرعت این پروژ ه کاسته شود وی با تاکید بر اینکه برای این پروژه مشکل اعتبار وجود ندارد افزود دو میلیون متر مربع زمین برای اجرای این طرح باید تملک شود که تا کنون 200 میلیارد تومان از محل فروش اوراق مشارکت و100 میلیارد تومان از محل معوقات و 70 میلیارد تومان از قبل برای تملک املاک واقع در مسیر بلوار پیامبر اعظم هزینه شده است

Image
Image




دكتر ' علي لاريجاني' هم در ديدار شهردار قم ، معاونين و مديران شهرداري بر لزوم اجراي سريع پروژه تا کید کرد و افزود: امروز با تلاش شهرداري، پروژه هاي خوبي در شهر قم در حال اجرا مي باشد كه با بهره برداري از اين پروژه هادر آينده نزديك سيماي شهر قم تغيير چشمگيري خواهد كرد.
نماينده مردم قم در مجلس شوراي اسلامي تصريح كرد: محور حرم جمكران ( بلوار پيامبر اعظم ) از پروژه هاي حياتي شهرقم است كه در اين پروژه بايد تمام نيازهاي شهر قم پيش بيني و اجرايي گردد.
وي افزود: اين پروژه از محورهاي جذاب شهر قم خواهد بود و بايد كليه فعاليت هاي تجاري ، فرهنگي و ديني در آن لحاظ شود.


لاريجاني خاطر نشان كرد: شهرداري بايد در اجراي اين پروژه از نظرات كارشناسان و مهندسين معماري و شهرسازي بهره مند گرديده تا اين پروژه بدون هيچ مشكلي اجرا شود.
وي در اجراي اين پروژه ، توجه به رويكرد فرهنگي را حائز اهميت عنوان نمود و افزود:
احداث مسجد، كتابخانه، مدارس علميه ، زائرسرا ، درمانگاه و ... از جمله نيازهاي زيربنايي و مورد توجه در احداث اين بلوار عظيم مي باشد كه اميدواريم با اجراي آن شهر قم در مقايسه با ديگر شهرها از نظر رويكرد مذهبي و ديني متمايز گردد.

مهندس محسن عابديني پور، ‌شهردار قم نیز گفت: اين طرح، ‌يك طرح كم نظير در كشور است كه هم داراي جاذبه هاي توريستي است و هم باعث دسترسي آسان زائران به حرم مطهر حضرت معصومه (س)‌ و مسجد مقدس جمكران خواهد شد.


وي افزود: اين بلوار داراي كاركردي شهري،‌ ملي و فراملي است، كه جنبه هاي فرهنگي و زيارتي در آن نسبت به ديگر جنبه ها غلبه دارد.


عابديني پور با اشاره به اينكه در چشم اندازي كه براي اين طرح تعريف گرديده، ‌محوريت با جنبه هاي گردشگري، ‌فرهنگي و زيارتي است خاطر نشان كرد : ارائه خدمات زيربنايي به زائران و مجاوران از اهداف اصلي شهرداري در اجراي اين پرو‍ژه است و به محض اتمام تملكات، ‌اقدامات زيربنايي و بخش بدنه سازي اغاز خواهد شد.


Image



شهردار قم در ادامه بر رفع سريع مشكلات مالكان املاك واقع در فاز دوم طرح بلوار پيامبر اعظم (ص) ‌تاكيد كرد و گفت: رفع سريع مشكلات و توافق با مالكان، بايد در دستور كار قرار گيرد تا اجراي اين پروژه با سرعت بيشتر ادامه يابد و از شهروندان نيز درخواست داريم نسبت به واگذاري و توافق با شهرداري اقدام نمايند.


پروژه بلوار پيامبر اعظم به طول هفت كيلومتر احداث مي‌شود؛ اين بلوار حرم مطهر حضرت معصومه (س) را در مسير مستقيم به مسجد مقدس جمكران متصل مي‌كند، به طوري كه در اين بلوار امكان مشاهده گنبد بارگاه ملكوتي كريمه اهل بيت و همچنين گنبد مسجد مقدس جمكران وجود دارد.

Image


اما از انجا كه طرح پيامبر اعظم (ص) يا همان حرم- جمكران رونق اقتصادي براي شهر دارد وموجب جهشي بلند در رشد و توسعه قم مي شود . براي اين طرح نقشه اي جامع تهيه شده است بگونه اي كه این طرح در 3 فاز اجرا خواهد شد

فاز نخست این طرح از حرم تا میدان معلم به طول یک هزار متر مربع و عرض تملک 120 متر مربع است که بخشی از مراحل آن انجام شده است علاوه بر آن فاز دوم این طرح یک هزار و 400 متر مربع از خیابان معلم تا بلوار فردوسی را شامل می شود و در نهایت در بخش سوم فاز این طرح شامل 4 هزار و 400 متر مربع و عرض 400 مترمربع حدفاصل بلوار فردوسی تا مسجد مقدس جمکران است و شامل اراضی بایر و زراعی است.

بنابراین از یک سو اهمیت این طرح در بخش شهری سبب سهولت رفت و امد و مردم شده و به لحاظ ملی موجب رفاه حال زائران و مسافران و از لحاظ فراملی سبب جذب و توجه گردشگران از دیگر کشورها به قم می شود و از سوی دیگر موجب ارتقائ منزلت قم به عنوان مرکز جهان تشیع و همچنان سرمنشاء خیزش و پیشرفت شهر مقدس قم می شود.

بی شک راه اندازی و به ثمر رسیدن این طرح با چنین ابعاد وسیع مزیت های بسیاری از جهت سرمایه گذاری در اماکن تجاری / تفریحی / هتل ها و جذب توریسم خواهد داشت.


 

Image

محمد رضا شعباني راد .





آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 8 تیر 1390 ، 12:58
 
كتابخانه هاي قم نيازمند توجه مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
(1 امتیاز)
دوشنبه ، 18 بهمن 1389 ، 16:08

كتابخانه هاي قم نيازمند توجه


براساس مصوبه مجلس شورای اسلامی دراسفند سال 1382 کتابخانه های عمومی به نهاد عمومی دولتی تبدیل شد و پس از تایید شورای نگهبان دراسفند83 قانون تاسیس و نحوه اداره کتابخانه های عمومی کشور جهت اجراابلاغ گردیدو ازآن تاریخ کتابخانه های عمومی به عنوان یک نهاد عمومی غیردولتی درراستای گسترش فرهنگ کتاب وکتابخوانی فعالیت خود راآغازکرد.

به گفته فریدونی مدیرکل کتابخانه های عمومی استان قم اين استان با تعداد 48کتابخانه عمومی با 464هزار عنوان کتاب و627 هزار جلد كتاب و بیش از 35هزارعضو به صورت نهادی و مشارکتی اداره می شود


 

Image
Image



آقای فریدونی می گوید علاوه برکتابخانه های عمومی زیرنظراین نهاد تا کنون 351 کتابخانه شخصی با 3 میلیون جلد کتاب در قم شناسایی شده اند.

مدیرکل کتابخانه های عمومی استان با اشاره به اینکه سرانه کتابخوانی استان قم از سرانه مطالعه کشوری بیشتر است اظهارداشت: مردم استان قم بیشتر ازسایرمردم استانهای کشور درروز مطالعه مي كنندكه بايد با توجه بيشتر به كتاب وكتابخواني وكتابخانه هاي استان اين ميزان را كه زيبنده شهر قم نيست را افزايش داد

آقای فریدونی یادآورمی شود: وجود مراکز علمی ، دینی و حوزوی دراستان قم شرایطی را فراهم کرده که مطالعه حجم بالای کتابهای درسی وغیردرسی را دراین محیط فرهنگی شاهد هستیم و این درحالیست که چنین محیط علمی ودینی زمینه جذب طلاب داخلی و خارجی را دراستان قم فراهم آورده و همین امر یکی دیگر ازعلل افزایش سرانه مطالعه وکتابخوانی درقم است.



Image


وی همچنین با اشاره به جایگاه شاخص فرهنگی قم و کمبودها و نواقص جدی درحوزه کتاب خواستار رفع نیازها وحمایت جدی مسئولان و متولیان فرهنگی استان و کشور دراین بخش شد.

عبدالحسين طالعي رئيس انجمن كتابدارن و اطلاع‌رساني استان قم هم كميت، كيفيت و تنوع كتاب را از ويژگي‌هاي شاخص كتاب در كتابخانه‌هاي استان عنوان كرد و افزود: كتابخانه‌هاي حوزوي، آموزشگاهي، دانشگاهي، عمومي، تخصصي، نسخ خطي، ديجيتال و ... با تنوع كتابي فراوان در استان فعال هستند.

Image


وي عدم اطلاع‌رساني و مديريت ثابت و مستمر را از جمله مشكلات كتابخانه‌هاي استان ذكر كرد و بيان داشت: با وجود تنوع كتاب و كتابخانه در سطح استان كه در كمتر استاني در كشور قابل مشاهده است، كتابخانه‌هاي فعال در قم در زمينه اطلاع‌رساني ضعيف عمل كرده‌اند.
جعفربابایی 40ساله دانشجوی دوره فوق لیسانس علوم سیاسی درخصوص آسیب شناسی فرهنگ کتاب وکتابخوانی می گوید باید زمینه روحی وروانی کتابخوانی ،محیط مناسب برای کتابخوانی ، ابزارمناسب کتابخوانی دراستان رشد یابد تا سرانه کتابخوانی دراستان افزایش یابد.

خانم مهرنوروزی دانشجوی 22 ساله گرانی حق عضویت ، اختصاص برخی ازکتابخانه هابه اقشار خاص و بروز نبودن کتاب های کتابخانه های استان را ازجمله مشکلات کتابخانه های قم می داند .


Image



علی اوتادی محصل 18 ساله هم ازکمبود مکان مطالعه درکتابخانه های عمومی ، مکانهای نامناسب وغیراستاندارد شلوغی و آلودگی صوتی را ازجمله مشکلات کتابخانه های قم میداند.

حمیده زند دانشجوی 21 ساله دانشگاه آزاد قم هم وجود نداشتن فرهنگ کتابخوانی ، توزیع نامناسب کتابخانه ها درسطح شهر را ازمشکلات کتابخانه های قم می داند.

ازاین رو جهت ارتقاء کمی و کیفی فرهنگ کتاب و کتابخوانی دستگاههای فرهنگی استان می توانند با مساعدت و همکاری لازم بایکدیگر گام های موثری دراین زمینه بردارند ازجمله فراهم کردن محیط مساعد برای دسترسی آسان اقشارجامعه به منابع مکتوب /ایجاد امکانات لازم درجهت استفاده مطلوب ازفناوری اطلاعات، بکارگیری فرآیند فناوری و روشهای نوین علمی و اطلاع رسانی درکتابخانه های عمومی به منظور تامین حق دانستن برای همه و نظام مندکردن اطلاعات جهت استفاده بهینه ازتوانایی جامعه به منظور بهره مندی ازفناوری اطلاعات و پدید آوردن شرایط یکسان برای استفاده از منابع مطالعاتی، تحقیقاتی و پژوهشی و کمک به استقرار عدالت اجتماعی بدون توجه به تفاوتهای سنی، جنسیتی، مذهبی ونژادی/

بنابراین ازیکسو ایجاد کارگروه فرهنگی برای کنترل و نظارت برفعالیتهای فرهنگی ضروری به نظرمی رسد واز سوی دیگر ارگانها و نهادهای ذیربط با همکاری مردم و جذب کمک های مردمی می توانند درجهت ارتقاء فرهنگ کتابخوانی موثرواقع شوند.

محمد رضا شعبانی راد


Image
Image
Image










آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 8 تیر 1390 ، 13:00
 
پابه پای صفین مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
(1 امتیاز)
دوشنبه ، 18 بهمن 1389 ، 14:07

جنگ صفين

جنگ صفين در روز اوّل صفر سال 37 هجرى قمرى در صحراى صفين آغاز گرديد. اين جنگ مابين حضرت على(عليه السلام) و معاويه صورت گرفت. در اين جنگ از هر دو سپاه عده زيادى کشته شدند و جنگ به مرحله اى رسيد که نزديک بود سپاه معاويه شکست بخورد که سپاهيان معاويه با تدبير عمروعاص قرآن ها را بر سر نيزه ها زدند و در مقابل لشکر على(عليه السلام) ايستادند و گفتند: بيائيد قرآن بين ما حکم کند .

در نتيجه اين تدبير آنها، بسيارى از لشکر على(عليه السلام) از جنگ دست کشيدند، ناگهان اشعث بن قيس با بيست هزار نفر از ميان لشکر على(عليه السلام) حرکت کردند و گفتند: اهل شام راست مى گويند. حضرت فرمود: چون زمان شکست و مرگشان نزديک است نيرنگ مى کنند، اينها اگر به قرآن ايمان داشتند، اين قدر از مردم کشته نمى شدند، اما آن عده از سپاهيان على(عليه السلام) که برخى حتى پيشانيشان براثر سجده پينه بسته بود و برخى حافظ قرآن بودند گفتند: يا على به حکميت قرآن راضى باش و گرنه تو را مى کشيم. حضرت فرمود : اينها قصدشان قرآن نيست و قرآن را بهانه کرده اند، حضرت هر چه آنها را نصيحت کرد قبول نکردند، عاقبت فرمود: اختيار با شماست. از لشکر معاويه عمروعاص به عنوان نماينده انتخاب شد، حضرت فرمود: عبدالله بن عباس هم از اين لشکر و اگر راضى نيستيد مالک اشتر نخعى برود، اشعث و جماعت قرآء لشکر على(عليه السلام) گفتند: ما راضى به حکميت اين دو نفر نيستيم و به ابو موسى اشعرى راضى هستيم، حضرت غضبناک شد و فرمود : لارآى لمن لا يطاع .


ابو موسى با عمروعاص در «دومة الجندل» که قلعه اى است بين مدينه و شام جمع شدند تا حکم کنند. عمر بن عاص به ابو موسى گفت: من معاويه را از خلافت خلع مى کنم و تو نيز على را از خلافت خلع کن و اگر صلاح باشد عبدالله بن عمر را به خلافت نصب کنيم و اگر صلاح نباشد امر را به شورى مى گذاريم .


ابو موسى پسنديد و گفت: فردا نزد مردم حاضر مى شويم و اين مطلب را به سمع آنها مى رسانيم .


پس از اين که در مقابل مردم حاضر شدند، ابوموسى به عمروعاص گفت: تو بايست و معاويه را از خلافت خلع کن. عمروعاص مکار گفت: من هرگز بر تو پيشى نمى گيرم، تو در ايمان و هجرت از من اسبق هستى. عبدالله بن عباس گفت: اى ابو موسى اين مرد تو را فريب داد ولى ابوموسى گوش نداد و گفت: اى مردم من على و معاويه را از خلافت خلع کردم آن کسى را که شايسته مى دانيد به خلافت منصوب کنيد. وى انگشتر خود را از دست خود بيرون آورد و گفت: من على را از خلافت خلع کردم. عمروعاص گفت: اى مردم آنچه ابوموسى گفت، شنيديد. من هم على را از خلافت خلع کردم و خلافت را بر معاوية بن ابى سفيان ثابت نمودم که او احق است از على. آنگاه انگشترى را که قبلا از دست خود بيرون آورده بود در دست کرد و گفت: من انگشتر خود را در نصب معاويه به انگشت مى کنم. سپس ابوموسى و عمروعاص به يکديگر دشنام و نا سزا گفتند و دست به گريبان شدند .


ابوموسى از ترس اصحاب اميرالمؤمنين(عليه السلام) و شماتت مردم بر ناقه خود سوار شد و به مکه رفت و در کنار بيت اللّه الحرام اقامت نمود. حضرت اميرالمؤمنين به کوفه و معاويه به شام برگشت .


برخى گفته اند اين جنگ 110 روز طول کشيد و برخى نقل مى کنند که 14 ماه به طول انجاميد. (1)


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- حوادث الايام، صفحه 55


Image


Image


Image


Image


محل ورود و استقرار و فرماندهی حضرت امیر در جنگ صفین

تصاویر ذیل مربوط به محدوده منطقه جنگ صفین است. محل استقرار و اردوگاه حضرت امیر المومنین علی (ع) و خیمه گاه شهدا و عمار یاسر با این منطقه حدود 20 کیلومتر فاصله دارد و در منطقه ای به نام رقّه قرار دارد.

Image


Image


Image


Image


Image


Image

نهر فرات: عمار یاسر علیرغم کهولت سن و جنگ مدام، مسئولیت انتقال شهدا را از صحنه کارزار به خیمه گاه و مقر فرماندهی حضرت امیر داشت .



 

Image


Image


 


 


تل البیعه

تل البیعه موقعیتی است که بعد از ماجرای حکمیت برخی از یاران حضرت علی(ع) در آن منطقه حاضر شده و با آن حضرت بیعت مجدد نمودند. تصاویر مشاهده شده مربوط به کاروان زیارتی است که درایام بزرگداشت شهادت عماریاسر (9صفر) و اویس قرنی (18صفر) به مناطق نبرد صفین و تل البیعه سفر کرده اند.


 


 

Image


Image


Image


Image


Image


گرامیداشت مقام عمار یاسر و شهدای صفین در سوریه

  همزمان با سالروز شهادت عمار یاسر در جنگ صفین ، یاد و خاطره آن شهید والامقام و دیگر شهدای سپاه امام علی (ع) در این جنگ در مراسمی در مقام عمار یاسر در شهر رقه سوریه گرامی داشته شد .

در این مراسم که صدها تن از محبان اهل بیت (ع) و شماری از کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران در حضور داشتند ، سفیر کشورمان در دمشق با تببین عبرت ها و درسهای نبرد صفین گفت : باید با تاسی به امام علی و یاران ایشان، مصیبت ها و مشکلات را تحمل کنیم تا بتوانیم بیرق با عظمت اسلام را همچنان برافراشته نگه داریم . سید احمد موسوی گفت : انقلاب اسلامی ایران همواره درجهت اعتلای شان مسلمانان سیاست های خود را ترسیم می کند و براین اساس بر وحدت میان مسلمانان و ملت های منطقه تاکید دارد .


وی با تاکید براینکه نظام اسلامی ، هرگز اجازه نمی دهد که دیگران برای ایران خط مشی مشخص کنند گفت : جمهوری اسلامی ایران درصدد بومی کردن انواع فناوری ها در کشور است تا علاوه بر رفع نیازهای داخلی ، انها را در اختیار کشورهای همسایه ، دوست و مسلمان قرار دهد .

سفیر ایران در دمشق همچنین با اشاره به اوضاع سیاسی منطقه گفت : سوریه و عربستان تلاش های زیادی کردند تا امنیت و ثبات در لبنان برقرار شود اما خباثت های آمریکا و اسرائیل نگذاشت این تلاش ها به نتیجه برسد .

موسوی افزود : باید مردم لبنان نسبت به این توطئه ها هوشیار باشند و اجازه ندهند بیگانگان در سرنوشت آنان دخالت کنند .

حجت الاسلام والمسلمین مهدی ال ایوب هم که به نمایندگی از دفتر مقام معظم رهبری در سوریه در این مراسم شرکت کرده بود ، عمار یاسر را نماد حق توصیف کرد و افزود : شهادت ایشان همچون زندگیشان راه حق را برای همگان مشخص کرد .

عبدالله صالح مدیر اوقاف شهر رقه هم، به اهمیت وحدت جهان اسلام اشاره کرد و گفت : مسلمانان همواره باید از زندگی اهل بیت تاسی بگیرند ، چون راه آنها برای جهانیان نجات بخش است . یوحنا عطیه اسقف شهر حلب هم با محکوم کردن توطئه ها و فتنه های بیگانگان در منطقه خاطرنشان کرد ملت های منطقه اعم از مسلمان و مسیحی باید دربرابر این توطئه ها هوشیار باشند زیرا درشمن درصدد تفرقه افکنی و چیره شدن بر این منطقه است .
در این مراسم ، شرکت کنندگان با نوحه خوانی یاد و خاطره شهدای جنگ صفین را گرامی داشتند. مقام عمار یاسر و اویس قرنی از یاران امام علی (ع) در جنگ صفین در شهر رقه ، در شمال غرب سوریه قرار دارد .

گفتنی است روز 9صفر سالروز شهادت حضرت عمار یاسر بود .


 


Image


Image


Image


Image


Image


نبرد شديد عمّار در روز سوم جنگ و تبيين‌گری او


در سومين روز جنگ صفّين، بخشی از سپاه اميرمؤمنان علی عليه‌السلام به فرماندهی عمّار ياسر، برای نبرد با سپاه معاويه حركت كردند و بخشی از سپاه معاويه به فرماندهی عمروعاص به ميدان كارزار آمدند. بين اين دو گروه، جنگ سختی درگرفت؛ در اين هنگام، عمّار معاويه را چنين معرفی كرد:


"ای مسلمانان! آيا می‌خواهيد نظاره‌گر شخصی باشيد كه خدا و رسولش را دشمن دارد و با خدا و رسولش می‌جنگد و بر مسلمين ظلم و تجاوز می‌كند و مشركان را تقويت می‌نمايد؟ همان كسی كه وقتی خداوند (در فتح مكه) پيروزی دينش و نصرت رسولش را خواست، نزد پيامبر آمد و در ظاهر مسلمان شد. سوگند به خدا! اسلام او از روی ميل نبود؛ بلكه با كمال بی‌اعتنايی اسلام را پذيرفت و پس از رحلت رسول خدا(ص) سوگند به خدا ما او را به عنوان دشمن مسلمين و دوست مجرمين شناختيم! آگاه باشيد كه او معاويه است. با او نبرد كنيد و او را لعنت نماييد كه او از كسانی است كه نور خدا را خاموش می‌كنند و موجب پيروزی دشمنان خدا می‌شوند!"

عمّار با همراهان دلاور خود در آن روز، عمروعاص و دشمن را تا پايگاه خودشان عقب راند و آن روز پيروزی نصيب سپاه اميرمؤمنان علی عليه‌السلام شد و عمرعاص در آخر آن روز با فرار و گريز خود را نجات داد.


 


مناجات‌ها و رجزهای عمّار در جهه‌ی صفّين


"... خدايا! اگر ما را پيروز كنی، اين نخستين بار نيست؛ بلكه بسيار ما را پيروز ساخته‌ای؛ و اگر زمام امور را در اختيار دشمنان بگذاری، در برابر بدعت‌هايی كه از آن‌ها نسبت به بندگانت بروز می‌كند، عذاب دردناك را شامل حال آن‌ها كن!"


سپس عمّار و همراهان، در جبهه به دشمن نزديك شدند. وقتی عمّار، عمروعاص را در نزديك خود ديد، به او فرمود: "ای عمرو! دين خود را به استان مصر فروختی! خدا تو را هلاك كند كه از دير زمان در رابطه با اسلام به راه كج رفتی و می‌روی." سپس به دشمن حمله كرد در حالی كه چنين رَجَز می‌خواند:
"خدا راست فرمود و او شايسته‌ی راستی است و بزرگتر و بالاتر از همه‌چيز است. خدايا! به‌زودی مقام شهادت را نصيبم گردان! در پرتو كشته شدن در راستای آرمان كسی كه كشته شدن را نيك دوست دارد. شهيدان در پيشگاه خدا در بهشت، از شراب طهور و زلال آن می‌نوشند. از شراب نيكان كه آميخته با مُشك است، با جام‌هايی كه لبريز از شراب طهور آميخته با زنجبيل بهشتی است."

... عمّار در يكی از مناجات‌های خود، در جبهه‌ی صفّين به خدا چنين عرض می‌كند: "أللهم إنی أعلم ممن علمنی انی لا أعمل عملاً صالحاً هذا اليوم، هو أرضی من جهاد هولاء الفاسقين و لو أعلم اليوم عملاً هو أرضی لك منه لفعلته؛ خدايا! از آن‌چه به من آموخته‌ای، می‌دانم كه من كار نيكی را امروز انجام نمی‌دهم كه در پيشگاه تو پسنديده‌تر از جهاد با اين فاسقان (معاويه و سپاهش) باشد و اگر امروز من می‌دانستم كه كاری پسنديده‌تر از جهاد با اين فاسقان در پيشگاه تو هست، همان را انجام می‌دادم."



انتقاد شديد عمّار به عُبيدالله ‌بن عمر

عبيدالله بن عمر، از دشمنان سرسخت حضرت علی عليه‌السلام به‌شمار می‌آمد و در جنگ صفّين از سرداران سپاه معاويه بود و با سپاه علی عليه‌السلام می‌جنگيد و سرانجام در همين جنگ كشته شد. عمّار ياسر در يكی از روزهای جنگ، او را نزديك ديد؛ به او خطاب كرده و گفت: "ای پسر عمر! خدا تو را بر زمين بكوبد و بكشد، دين خود را به دنيای دشمن خدا و دشمن اسلام فروختی."

عبيدالله گفت: "نه، هرگز." عمّار گفت: "نه، هرگز چنين نيتی نداری؛ و من از روی آگاهی گواهی می‌دهم كه هيچ‌يك از كارهايت برای خدا نيست. اگر امروز مرگ سراغ تو نيايد، فردا می‌ميری. اكنون بنگر، هنگامی كه خداوند با بندگانش بر اساس نيتشان روبه‌رو می‌شود، نيت تو چيست. (نيت عبيدالله اين بود كه در پيشگاه معاويه محبوب گردد و دنيايش آباد شود و خون عثمان را بهانه قرار داده بود.)



نظر عمّار درباره‌ هواداران معاويه

در درگيری نبرد صفّين، يكی از مسلمانان نزد عمّار آمد و چنين پرسيد: "ای ابواليقظان! مگر نه اين است كه رسول خدا(ص) فرمود: "قاتِلُوا النّاسَ حَتّی يَسْلَمُوا...؛ با كافران بجنگيد تا مسلمان شوند و هنگامی كه مسلمان شدند، از جانب من، خون و اموال آن‌ها محفوظ است؟"
عمّار جواب داد: آری همين‌گونه است؛ ولی اين‌ها (طرفداران معاويه) مسلمان نيستند، بلكه در ظاهر اسلام را پذيرفتند و كفر خود را پنهان داشتند، تا آن‌ هنگام كه دارای يار و ياور شدند، كفرشان را ظاهر كنند."



پاسخ قاطع عمّار در رفع ترديد

اسماء بن حكيم می‌گويد: ما در سپاه علی عليه‌السلام در زير پرچم عمّار ياسر با دشمن می‌جنگيديم. نزديك ظهر شد و ما در سايه‌ی روپوش قرمز رنگی قرار گرفتيم. در اين هنگام مردی از سپاه علی عليه‌السلام به پيش آمد و گفت: "عمّار ياسر در ميان شما كيست؟" عمّار گفت: "من هستم."
او گفت: ابويقظان تو هستی؟! عمّار گفت: آری. او گفت: من نيازی به تو دارم. عمّار گفت: بگو. او گفت: آيا آشكارا بگويم يا محرمانه؟ عمّار گفت: اختيار با خودت است.
او گفت: "بلكه آشكارا می‌گويم. من هنگامی كه از خانه بيرون آمدم، اطمينان داشتم كه ما در مسير حق هستيم و شكی نداشتم كه اين قوم (معاويه و طرفدارانش) بر باطل و گمراهی هستند. تا شب گذشته، همين عقيده و اطمينان را داشتم؛ ولی ديشب ديدم كه اذان‌‌گوی ما، در جمله‌های اذان گواهی به يكتايی و رسالت محمد(ص) می‌دهد و اذان‌گوی آن‌ها (معاويه و هوادارانش) نيز گواهی به يكتايی خدا و رسالت محمد(ص) می‌دهد؛ و بعد از اذان هم ما نماز می‌خوانيم، هم آن‌ها و كتاب ما يعنی قرآن هم يكی است. دعوت ما يكی است. رسول ما نيز يكی است. از اين رو، ديشب شك و ترديد بر من راه يافته است. ديشب بی‌آنكه كسی جز خدا بداند، شب را به سر آوردم و صبح نزد اميرمؤمنان علی عليه‌السلام آمدم و ماجرا را گفتم. به من فرمود: "آيا عمّار را ملاقات كردی؟" گفتم: "نه." فرمود: "نزد عمّار برو ببين چه می‌گويد. از گفته‌ی او پيروی كن. اينك برای همين مسأله نزد تو آمده‌ام."

عمّار به او گفت: "آيا آن صاحب پرچم سياه را كه در مقابل من قرار گرفته است، (اشاره به پرچم عمروعاص) می‌شناسی؟ من با اين شخص در عصر رسول خدا(ص) در ركاب آن حضرت، سه بار جنگيدم و اينك اين چهارمين بار است كه با او می‌جنگم و اين بار بهتر و نيك‌تر از سه‌بار قبل نيست؛ بلكه بدتر و زشت‌تر از آن‌هاست. من در جنگ بدر و احد و حُنين، در برابر او جنگيدم. آيا پدرت اين‌جاست تا تو را به آن خبر دهد؟" آن مرد گفت: "نه."
عمّار گفت: "آن روز در عصر پيامبر(ص) تجمّع ما در مركز پرچم‌های رسول خدا(ص) بود ولی تجمّع اين قوم (عمروعاص و معاويه و سپاه آن‌ها) در مركز پرچم‌های مشركان بود. آيا اين لشكر (معاويه) و كسانی را كه در آن هستند می‌بينی؟ سوگند به خدا! دوست دارم كه همه‌ی آن‌ها، به صورت يك فرد بودند و من آن فرد را سر به نيست می‌كردم. سوگند به خدا ريختن خون همه‌ی آن‌ها حلال‌تر از ريختن خون گنجشك است! آيا ريختن خون گنجشك حرام است؟"
آن مرد گفت: "نه، بلكه حلال است." عمّار گفت: "ريختن خون آن‌ها نيز حلال است، آيا مطلب را خوب بيان كردم؟" آن مرد گفت: "آری، خوب روشن كردی." عمّار گفت: "اينك برو، هركدام از دو لشكر را خواستی انتخاب كن، به‌زودی آن‌ها (معاويه و پيروانش) با شمشيرهای خود شما را می‌زنند تا حدّی كه باطل‌گرايان شما، به شك و ترديد می‌افتند." آن‌گاه عمّار (با يقين و احساسات پاك خود) اين جمله‌های تاريخی را فرمود: "والله ما هم من الحق علی ما يقذی عين ذباب، والله لو ضربونا بأسيافهم حتی يبلغونا سعفات هجر لعلمنا انا علی الحق و انهم علی باطل؛ سوگند به خدا! به اندازه‌ی خاشاكی كه در چشم پشه رفته، آن‌ها بر حق نيستند. سوگند به خدا! اگر آن‌ها با شمشيرهای خود ما را بزنند و تا كنار نخل‌های سرزمين هَجَر (بحرين) ما را به عقب برانند، ما علم و اطمينان داريم كه بر حق هستيم و آن‌ها بر باطل می‌باشند."



پاسخ ديگر عمّار برای رفع شك

ابوزينب از ياران و در سپاه اميرمؤمنان علی عليه‌السلام بود. در جبهه‌ی جنگ صفّين بر اثر نا‌آگاهی به شك افتاد كه كداميك از دو لشكر بر حقّند؟ اميرمؤمنان علی عليه‌السلام به او فرمود: "تو اگر با اين قوم با نيت پاك جنگ كنی و كشته شوی، در راه اطاعت خدا كشته شده‌ای و بر حق هستی..."

عمّار ياسر نيز به او فرمود: "ثابت‌قدم باش و در مورد اين احزاب (پيروان معاويه) شك نكن؛ كه آن‌ها دشمنان خدا و رسولش هستند." آن‌گاه عمّار به دشمن حمله كرد، در حالی كه چنين رجز می‌خواند: "حركت كنيد به سوی دسته‌هايی كه دشمنان پيامبر(ص) هستند. حركت كنيد كه بهترين انسان‌ها پيروان علی عليه‌السلام می‌باشند. اكنون وقت كشيدن شمشير از نيام و تازاندن اسب‌ها به سوی ميدان جنگ و پرتاب نيزه‌های بلند، می‌باشد." به اين ترتيب می‌بينيم عمّار از روی بينش و آگاهی و با كمال اطمينان و عقيده، بر اساس تولّی و تبرّی می‌جنگيد.



تلاش‌های گوناگون عمّار در جنگ صفّين

نظر به اينكه جنگ صفّين طول كشيد و عمّار ده‌ها بار به خط مقدم جبهه رفت و جنگيد، حركت او برای جنگ به صورت‌های گوناگون بود. گاهی فرمانده‌ی سواره‌ها بود و گاهی فرمانده‌ی پيادگان رزمنده كوفه بود؛ و گاهی به عنوان "قُرّاء" (دعوت‌كنندگان دشمن به سوی حق، و يا دعوت‌كنندگان سپاه دوست به سوی نبرد) بود؛ و زمانی فرمانده‌ی گروه كمين بود.

عجيب اين‌كه: روزی اتفاق افتاد كه به فرمان معاويه، سپاهی با هفتاد پرچم به ميدان آمد و سپاه علی عليه‌السلام با چند پرچم به فرماندهی عمّار ياسر در برابر سپاه معاويه قرار گرفتند و درگيری شديدی رخ داد. در اين درگيری هفتصد نفر از سپاه معاويه كشته شدند و دويست نفر از سپاه علی عليه‌السلام به شهادت رسيدند.


پاره‌ای از شعارها و سخنان عمّار در جبهه‌ی نبرد

عمرو بن شمر می‌گويد: عمّار را در پيشاپيش صفوف فشرده‌ی سپاه علی عليه‌السلام، سوار بر اسب ديدم در حالی كه زره‌ی سفيد پوشيده بود، فرياد می‌زد: "اَيُّها النّاسُ اَلرّواحُ اِليَ الْجَنَّهِ؛ ای مردم! كوچ كنيد به سوی بهشت."

نيز روايت شده: عمّار يك روز يا دو روز قبل از شهادتش در جبهه فرياد می‌زد: اَيْنَ مَنْ يَبْغِی رِضْوانَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ لا يَؤوبُ اِلی مالٍ وَ لا وَلَدٍ؛ كجاست آن كس كه رضوان خدا را می‌طلبد و دل‌بسته به ثروت و فرزند نيست."

گروهی به ندای عمّار لبيّك گفتند و نزد او برای حركت به سوی جبهه‌ی جنگ اجتماع كرند. عمّار آن‌ها را مخاطب ساخته و گفت: "ای مردم! همراه ما به سوی اين قوم كه خواهان خون خليفه هستند و گمان می‌كنند او مظلوم كشته شد، حركت كنيد؛ سوگند به خدا او به خود ظلم كرد و به غير قانون خدا، حكم نمود."
هاشم مرقال يكی از قهرمانان سپاه اميرمؤمنان علی عليه‌السلام بود، در يكی از روزهای جنگ، پرچم را به دست گرفت. عمّار ياسر، احساسات او را برای جنگ با دشمن تحريك می‌كرد... هاشم پرچم را به اهتزاز در می‌آورد و عمّار با شعارهای عميق، ‌او را برای جنگ به هيجان می‌انداخت و به پيش می‌برد. آن روز، حركت هاشم همراه عمّار و ديگران به قدری رعب‌آور بود كه عمروعاص فرمانده‌ی دشمن گفت: "من صاحب پرچمی را می‌نگرم. او چنان به پيش می‌آيد كه اگر به پيشروی خود ادامه دهد، امروز همه‌ی عرب را سر به نيست خواهد كرد."

آن روز، نبرد سختی رخ داد، و عمّار فرياد می‌زد: صَبْراً! وَاللهِ اِنَّ الجَنَّهَ تَحْتَ ظِلالِ الْبَيْضِ؛ مقاومت كنيد. سوگند به خدا! بهشت در زير سايه‌ی شمشير است." عمّار، همچنان هاشم مرقال را به پيشروی فرامی‌خواند و آن روز آن‌چنان جنگ شديد و عظيم شد كه نظير آن ديده نشده بود و از دو طرف بسياری كشته شدند.

آشكار شدن حق با شهادت عمّار

محمد بن عمّاره بن خُزيمه بن ثابت می‌گويد: جدّم (خزيمه) در جنگ جمل، همواره شمشيرش را از كشتن سپاه جمل باز می‌داشت؛ (زيرا شك و ترديد به دلش راه يافته بود) و همچنان اين روش را ادامه داد، تا آن هنگام كه عمّار در جنگ صفّين كشته شد. آن‌گاه (همين حادثه موجب اطمينانش شد) و به سوی دشمن شمشير كشيد و جنگيد تا به شهادت رسيد. دليلش اين بود كه می‌گفت: از پيامبر شنيدم كه فرمود: "گروه ستمگر، عمّار را می‌كشند." (بنابراين، سپاه شام كه او را كشته، ستمگر است.)



فرياد ملكوتی عمّار

عبدالرحمن بن عوف می‌گويد: يكی از شاهدان عينی در جنگ صفّين برای من نقل كرد: سوگند به خدا! افراد سپاه در سنگرهای خود آرميده بودند. آفتاب بالا آمده بود كه ناگهان فرياد عمّار را شنيدم كه می‌گفت: "ای مردم! كيست كه مانند تشنه‌ای كه آب را بنگرد، روانه بهشت شود؟! بهشت در زير سرنيزه‌ها است. امروز با دوستانم محمد(ص) و حزبش، ديدار می‌كنم." سپس خطاب به سپاه كرد و گفت: "ای مسلمانان! خدا را در مورد سپاه دشمن، تصديق كنيد. سوگند به خدا! آن‌ها از روی اجبار و بی‌ميلی در برابر شمشيرهای مسلمين (در فتح مكه و جنگ حُنين) وارد اسلام شدند و با كمال ميل از اسلام بيرون رفتند، تا فرصتی را برای سركوبی اسلام به‌دست آورند."


در آن روز كه عمّار اين فرياد را می‌كشيد، حدود 90 سال داشت، كه وقتی سوار بر اسب می‌شد (بر اثر لاغری آنچنان در ميان زين اسب فرو می‌رفت كه) تنها لگام اسب و زين آن ديده می‌شد." در عين حال فرياد ملكوتيش، به كالبدها جان می‌بخشيد.



 


 

Image



Image


Image


Image


Image


Image


Image


Image



آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 8 تیر 1390 ، 12:59
 
<< شروع < قبلی 1 2 3 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 3
آخرین تولیدات ویژه

mohamad-reza-bid-goli.flv.png
27 ارديبهشت 1391 15:01
بازدیدها 18
khatmi.jpg
27 ارديبهشت 1391 11:45
بازدیدها 5
bostanalmahdi.jpg
27 ارديبهشت 1391 11:30
بازدیدها 3
rozmari.jpg
27 ارديبهشت 1391 11:10
بازدیدها 4
fadak.jpg
26 ارديبهشت 1391 15:42
بازدیدها 7
s-mojtaba-s-mojarad-ghomi.flv.png
25 ارديبهشت 1391 09:30
بازدیدها 8
pesteh.jpg
24 ارديبهشت 1391 10:17
بازدیدها 10
barg-boo.jpg
24 ارديبهشت 1391 09:47
بازدیدها 8
mohammad-ali-malek-mohamadi.flv.png
23 ارديبهشت 1391 14:44
بازدیدها 11
maranjab14.jpg
23 ارديبهشت 1391 11:55
بازدیدها 9

آرشیو کلی تولید ویژه صدا و سیمای مرکز قم

2012© کليه حقوق متعلق به .:: صدا و سيماي مرکز قم qom.irib.ir ::. است - هرگونه برداشت مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
برای بهتر دیدن این صفحه از مرورگر IE8 یا فایرفاکس استفاده نمایید.
Check PageRank